محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6063
تاريخ الطبرى ( فارسي )
و هم در اين سال ، چنان كه گفتهاند ، مردم تنيس ضجه اى دايم و هولانگيز شنيدند كه مردم بسيار از آن بمردند . و هم در اين سال بالس ورقه و حران و راس عين و حمص و دمشق و رها و طرسوس و مصيصه و اذنه و كناره هاى شام بلرزيد ، لاذقيه نيز بلرزيد و خانه اى از آن نماند و از مردم آن بجز اندكى جان نبردند ، جبله نيز با مردمش نابود شد . و هم در اين سال مشاش ، چشمهء مكه ، فرو رفت تا آنجا كه بهاى يك مشك آب در مكه به هشتاد درم رسيد و مادر متوكل كس فرستاد كه چشمه شكافتند . در اين سال اسحاق بن ابى اسرائيل و سوار بن عبد الله و هلال رازى درگذشتند . ( 214 و هم در اين سال نجاح بن سلمه به هلاكت رسيد . سخن از اينكه چرا نجاح ابن سلمه به هلاكت رسيد ؟ قسمتى از اخبار وى را كه ياد مىكنم حارث بن ابى اسامه به من گفته و قسمتى را ديگرى گفته كه نجاح بن ابى سلمه بر ديوان سرنگونى [ 1 ] و تعقيب عاملان بود ، پيش از آن دبير ابراهيم بن رياح جوهرى بود و عهده دار املاك بود . و چنان بود كه همه عاملان از او حذر ميكردند و حوايج وى را برآورده ميكردند و قدرت آن نداشتند كه چيزى را كه مىخواست از او منع كنند ، بسا مىشد كه متوكل با وى همدمى ميكرد . حسن بن مخلد و موسى بن عبد الله از خواص عبيد الله بن يحيى خاقانى بودند كه وزير متوكل بود و هر چه را دستورشان مىداد به نزد وى مىبردند . حسن بن مخلد
--> [ 1 ] تعبير متن : ديوان التوقيع و التتبع على العمال ، توقيع كه بمعنى امضا و پىنوشت آمده در اينجا به حكم مقارنه با تتبع و كلمهء « على » و قرائن روشنتر كه در همين سرگذشت هست بمعنى سرنگون كردن آمده ( م )